رضا مختاري / محسن صادقي

2050

رؤيت هلال ( فارسي )

اين خوب است ، ولكن اين فرض غير متحقق الحصول است وشاهد بر آن حصر أهل بيت نبوّت است معرفت هلال را در رؤيت وشهادت وعدّ ثلاثين از شهر سابق ، وچون ايشان حكيم‌ترين حكما وعالم‌ترين أهل عالمند به مسائل نجوم وحكمت وغيره ، در اين حصر تنبيه است بر اينكه چنين فرضى ممكن نيست ومدّعى اين علم ، جاهل است به جهل مركب نه عالم به علم اليقين ؛ زيرا كه مبناى اين علم كه مدعى آن دعوى مىكند علم عادى است به مجراى عادة الله ، نه علم عقلي كه بالذات خلاف آن ممكن نباشد ، والّا حكايت ردّ شمس بر علي بن أبى طالب ( صلوات الله عليه ) ويوشع ، العياذ بالله بىاصل خواهد بود وآيات قرآني كه فرموده‌اند : قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَداً إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِضِياءٍ أَ فَلا تَسْمَعُونَ * قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهارَ سَرْمَداً إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ أَ فَلا تُبْصِرُونَ « 1 » تعليق محال خواهد بود ولغو وعبث . پس هرگاه ممكن باشد كه فلك أعظم از حركت بيفتد وساكن شود چگونه از طريقهء مستمره حركات أفلاك وقرب وبعد شمس به قمر علم يقيني حاصل مىشود به وجود هلال فوق الأفق در شب ابر ، پس چون علم حاصل نمىشود واين معنى بيش از ظن افاده نمىكند ، أهل بيت اعتبار آن نكرده‌اند ، هر چند ظن غالب باشد ونزديك به علم باشد . واز اين جهت است كه در اخبار منع از آن ظن شده ، ولزوم اعتبار يقين وما يقوم مقامه شرعا شده ، نه اينكه با وجودي كه علم اليقين حاصل شود به آن عمل نتوان كرد . سؤال : آيا به محض شهادت عدلين ، مىتوان روزه را خورد ، يا بايد حاكم شرع حكم كند به ثبوت ؟ واما هرگاه حاكم شرع حكم كند به اينكه امروز عيد است يا اوّل رمضان است مىتوان به أو اكتفا كرد يا نه ؟ جواب : ظاهر اين است كه به محض شهادت عدلين مىتوان اكتفا كرد واحتياج به حكم حاكم نيست ، وصحيحهء منصور « 2 » واخبار ديگر هم دلالت بر آن دارد . واما مجرد حكم حاكم شرع - يعنى مجتهد عادل - پس اظهر در آن نيز كفايت است . هر چند معلوم نباشد كه به شهادت عدلين بر أو ثابت شده . سؤال : هرگاه كسى را اعتماد به أو داشته باشند وآن شخص امر نموده كه امروز عيد

--> ( 1 ) . القصص ( 28 ) : 71 - 72 . ( 2 ) . تهذيب الأحكام ، ج 4 ، ص 157 ، ح 436 .